سفارش تبلیغ
صبا
مدیر وبلاگ
 
از تبار آسمان
آقای جمعه های غریبی ظهور کن دهلیزهای شب زده را غرق نور کن یگ گوشه از جمال تو یعنی تمام عشق یا باز گرد یا دل ما را صبور کن آقا چقدر فاصله , اندوه , انتظار فکری به حال این سفر راه دور کن آقا اگر که آمدی و عاشقت نبود یک فاتحه نوازش اهل قبور کن
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 7
کل بازدید : 79517
کل یادداشتها ها : 38
خبر مایه

موسیقی


1 2 3 >
در پرتغال، طبق مقررات جدید، ابراز هر نوع کلام با محتوای جنسی شامل مجازات تا یکسال زندان یا جریمه نقدی می شود اما کو گوش شنوا.
آزار جنسی زنان زنان در خارج آزادند، کسی نگاه شان هم نمی کند (بخش دوم) +فیلم و عکس
به این مطلب امتیاز دهید
100% 0%

به گزارش گروه فرهنگی جام نیوز، در اتحادیه اروپا بیش از نیمی از زنان از دوران نوجوانی مورد آزار و اذیت و جنسی قرار گرفته اند.

 

در گزارش قبل به آزار و اذیت زنان در فرانسه پرداخته شد.[اینجا بخوانید] گزارش حاضر به بحث آزار و اذیت زنان در کشور پرتغال و بلژیک می پردازد.

 

در دو کشور پرتغال و بلژیک مزاحمت های لفظی برای زنان در خیابان یا متلک گفتن هم از مصادیق آزار جنسی است و شامل مجازات می شود.


با وجود اصلاح قانون، عباراتی با محتوای جنسی نسبت به زنان، همچنان در خیابان های پرتغال به گوش می رسد.

 

در پورتو، دومین شهر بزرگ پرتغال زنان زیادی هستند که از این مزاحمت های لفظی خیابانی شکوه دارند.

 

زنان زیادی در این کشور از این اصلاح قانون اطلاعی ندارند. یکی از آنها می گوید: «به نظرم باید بیشتر درباره قوانین و مقررات به مردم اطلاع رسانی کرد.»

 

فعالان اجتماعی در پرتغال معتقدند که قانون کافی نیست و آموزش هم لازم است.



طبق متممی که سال گذشته به ماده 170 قانون مجازات در پرتغال افزوده شد، آزار و اذیت جنسی، شامل مزاحمت های کلامی هم می شود. طبق این مقرات جدید، ابراز هر نوع کلام با محتوای جنسی شامل مجازات تا یکسال زندان یا جریمه نقدی می شود. میزان جریمه نقدی هم به درآمد فرد آزارگر بستگی دارد.

با وجود این قانون، زنان طی چند ماه گذشته در پرتغال همچنان مورد این قبیل مزاحمت ها قرار گرفته اند.

 

برخی از آنها می گویند که متاسفانه جملات مانند «چقدر س ک س ی هستی!» یا «با من باش!» را زیاد در خیابان ها می شنوند.

 

 

یکی از این زنان می گوید: «هیچکس خوشش نمی آید، یک غریبه با این کلمات از او تعریف کند. وقتی مردهای میانسال برایمان مزاحمت های لفظی درست می کنند، خیلی بد است. آدم حالش بد می شود. ما جای دختر یا حتی نوه آنها هستیم.»

 



مشکل دیگر این است که این متمم قانونی هیچگاه به درستی برای مردم توضیح داده نشده است. چند رسانه ادعا کردند که براساس این قانون، حرف هایی که برای بازکردن سر صحبت با یک زن زده شود هم در پرتغال ممنوع شده و جرم است. عده ای هم در شبکه های اجتماعی این قانون جدید را به همین دلیل به استهزا گرفته اند.


اصلاح قانون آزار جنسی کافی نیست

انجمن اولین انجمنی است که در سال 2011 از جرم انگاری آزار و اذیت های جنسی لفظی حمایت کرد. از نظر مسئولان این انجمن، اصلاح قانون آزار و اذیت جنسی کافی نیست. فعالان اجتماعی این انجمن می گویند که باید به تمام اشکال آزار و اذیت جنسی در یک قانون واحد رسیدگی شود.

 

از نظر فعالان انجمن پاسخ و جایگزین برای زنان در پرتغال برای ایجاد تغییر باید آموزش داد. آنها از سال 2008 در مدارس به کودکان درباره خشونت های جنسی آموزش می دهند.


فعالان این انجمن می گویند که در رفتار دانش اموزان بین 12 و 18 ساله و دیدگاهشان نسبت به خشونت نسبت به جنس مخالف 13 درصد بهبود مشاهده کرده اند.


آزار جنسی زنان، خشونت علیه زنان

دکتر جوانا گودی، از آژانس اروپایی حقوق بنیادی بر نظرسنجی ای در سراسر اروپا درباره خشونت جنسی نظارت داشته است. در این نظرسنجی، با 42هزار زن از 28 کشور عضو اتحادیه اروپا مصاحبه شده است. این زنان از تجربه هایی که درباره خشونت فیزیکی، جنسی یا روانی داشته اند، صحبت کرده اند.


بنابر این تحقیق در کشورهای اسکاندیناوی که از نظر برابری های جنسیتی از وضعیت خوبی برخوردارند، زنان بیشتر در معرض آزارهای جنسی در محیط کار قرار می گیرند.

 

ضمیمه ویدئویی


  
در اتحادیه اروپا بیش از نیمی از زنان از دوران نوجوانی مورد آزار و اذیت و جنسی قرار گرفته اند. زنان کشورهای اسکاندیناوی و فرانسه، در صدر قربانیان این قبیل رفتارهای غیراخلاقی قرار دارند.
زنان سیاست مدار فرانسوی مورد آزار جنسی زنان در خارج آزادند، کسی نگاه شان هم نمی کند (بخش اول) +فیلم
به این مطلب امتیاز دهید
60% 40%

به گزارش گروه فرهنگی جام نیوز به نقل از شبکه یورونیوز، آیا می دانستید در اتحادیه اروپا بیش از نیمی از زنان از دوران نوجوانی مورد آزار و اذیت و جنسی قرار گرفته اند؟ در بیشتر کشورهای اتحادیه اروپا آزار جنسی زنان در محیط کار جرم به حساب می آید، اگرچه این موارد بندرت گزارش می شود و آزارگر هم همیشه مجازات نمی شود.

 

در کشورهای اسکاندیناوی (شامل سوئد، نروژ و فنلاند) و در فرانسه، زنان بیشتری قربانی این قبیل خشونتها می شوند. علت این مسئله چیست؟ تفاوت آزار جنسی و تعریف از زیبایی یک زن چیست؟

 

بیش از نیمی از زنان در اروپا از 15 سالگی، آزار جنسی را تجربه کرده اند که شامل لمس و تماس ناخواسته، دریافت ایمیل یا پیامک با محتوای جنسی و یا پیشنهادهای س ک س ی می شود. هر چه یک زن تحصیلکرده تر یا از نظر حرفه ای موفق تر باشد، احتمال اینکه مورد این قبیل آزار و اذیت ها قرار بگیرد، بیشتر است. در واقع در اروپا زنانی که مدیر ارشد [آلودگی محیط کار] هستند یا مدرک دانشگاهی [آلودگی محیط آموزشی] دارند دو برابر بیشتر در معرض آزار های جنسی قرار دارند.


فرانسه؛ آزار جنسی زنان در محیط کار

به فرانسه می رویم، کشوری که از نظر آزار جنسی در محیط کار جزء چند کشور اول است و در آن آزار و اذیت جنسی زنان تحصیلکرده از همه کشورها بیشتر است.

 

بدنبال رسوایی جنسی اخیر در این کشور، دونی بوپن، یکی از اعضای عالیرتبه حزب سبز به آزار جنسی چندین زن متهم شد. تاکنون سه تن از این قربانیان به طور رسمی از او شکایت کرده اند.

 

الن دبس، عضو حزب سبزها در فرانسه و معاون کنونی شهردار شهر لومان است. او می گوید: چندین ماه بود که اس ام اس هایی دریافت می کردم پیامک هایی که محتوایش صریحا برای تحریک جنسی بود.

 

دبس می افزاید: بیش از 90 درصد زنانی که از آزار جنسی در محل کار خود شکایت می کنند یا اخراج می شوند یا استعفا می دهند و بعد هم برای پیدا کردن شغل جدید مشکلات زیادی خواهند داشت.

 

دو زن دیگر هم اظهارات مشابهی دارند.

 

برخی از زنانی که در محل کار از سوی کارفرما یا رئیس خود مورد آزار جنسی قرار می گیرند، به مراجع قانونی شکایت نمی کنند، چون نگرانند که شغل خود را از دست بدهند.

 

به سراغ زنانی می رویم که در فرانسه سکوت خود در برابر آزارهای جنسی در محیط کار را شکسته اند و می بینیم این زنان با چه چالش هایی روبرو هستند.

 

یکی از این زنان می گوید: بیش از یک سال در یک شرکت کوچک تحت آزار جنسی رئیس خود قرار داشت تا جایی که مجبور شد بخاطر افسردگی مرخصی استعلاجی بگیرد بعد هم پس از شکایت به مراجع قانونی از شرکت اخراج شد.

 

وکیل او می گوید: اغلب وقتی قربانی در برابر دادگاه حاضر می شوند، خودشان متهم می شوند، این زن در دادگاه متهم شده که با فریبکاری می خواسته شغل رئیسش را تصاحب کند. به این هم متهم شده که دروغ می گوید چون هیچ احساس و واکنش عاطفی بروز نمی دهد.

 

قربانی دیگری درباره چالش خود در مسیر شکایت اظهار می دارد: با هر بی عدالتی وضعیت من بدتر شد.

 

لینک دانلود

 

جام نیوز


  

گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ علی مرادخانی؛‌یکی دو روز پیش بود که خبر طلاق دو تن از مجریان نامدار صدا و سیما که به تازگی به ازدواج هم درآمده بودند رسانه‌ای شد. خبری که طبیعتاً خیلی زود فضای مجازی را درنوردید و همه جا را پر از زمزمه‌هایی در این باره کرد. نظرات و عکس العمل‌ها اما از چند حیث قابل بررسی و تامل بود. از کسانی که ظاهر گرایانه از اختلاف این دو نفر گفتند تا بسیار حرف‌های خاله زنکی تا حتی برخی نظرات و واکنش‌ها که به لایه‌های پایین‌تر این ماجرا اشاره داشتند.

 آزاده نامداری

اما در این میان نکات دیگری نیز قابل بررسی است. نکاتی که یقیناً از خود این خبر مهم تر است و به مراتب تأثیرگزار تر و حساس تر...

 

یک لحظه خودتان را جای یکی از صدها هزار هوادار یک آدم معروف(سلبریتی) تصور کنید. کسی که اخبار شخصیت مورد علاقه‌اش را با جان و دل دنبال می‌کند. شاید عکسش را در اتاقش چسبانده و دیدن آن آدم در قاب تلویزیون حالش را خوب می‌کند. این حالت معمول یک هوادار است. مثل خود من و شما که حتما هوادار بعضی آدم‌ها هستیم.

 

به این‌ها اضافه کنید عاشق‌هایی را که همه جا از آدم محبوب‌شان صحبت می‌کنند. بین همه دوستان‌شان به نام آن سلبریتی شناخته می‌شوند و آواتار تمام شبکه‌های اجتماعی‌شان عکس آن آدم محبوب است، و حتی بعضی‌ها شاید عکس یک گراند موبایل‌شان!


آدم‌ها هر چه قدر هم که یک هوادار معمولی به حساب بیایند بیش از آن که خودشان بدانند تحت تاثیر آن آدم معروف هستند. اصلا خاصیت رسانه همین است. که یک نفر در قاب تلویزیون بدرخشد، و بلافاصله بعد از آن چهره اش در میان جوانان و نوجوانان مملکت مطرح و محبوب شود و بعد تمام جزئیات زندگی شخصی او دهان به دهان بین همان جوانان و نوجوانان بچرخد. و بعد یک الگوی قرص و محکم بشود برای صدها هزار جوان و نوجوان مملکت؛ حتی اگر خود آن آدم نخواهد الگو بشود، حتی اگر بعضی از مردم از آن سلبریتی بدشان بیاید، و حتی‌تر اگر خود سازمان صدا و سیما دوست نداشته باشد آن آدم معروف بشود.

 

این اتفاق می‌افتد و آن آدم و تمام ریز زندگی شخصیش به یک الگوی نافذ و تاثیرگزار در ممکلت تبدیل می‌شود. چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه بخواهد و چه نخواهد، چه بخواهند و چه نخواهند...

 

حالا تصور کنید این آدم معروف یک دفعه درگیر موضوعی مثل طلاق بشود...

 

خیلی‌ها از این اتفاق ناراحت می‌شوند. خیلی‌ها شوکه می‌شوند. خیلی‌ها شروع به توجیه و بهانه‌تراشی می‌کنند و ... اما این مهم است که طلاق آن سلبریتی می‌شود تیتر یکِ ذهنیِ قشر وسیعی از جوانان و نوجوانان مملکت. و فاجعه اصلی اینجا رخ داده است...

 

تلخ‌ترین نکته‌ش هم این است که بعضی‌ها به خاطر علاقه به آدم محبوب‌شان، سعی می‌کنند طلاق او را توجیه کنند. توجیه طلاق، توجیه بدترین اتفاق ممکن در زندگی اجتماعی...

 

و این یعنی جنایتی که آن آدم معروف کرده در حق هوادارانش...

 

و این یعنی تاثیر عمیق آن آدم روی جوانان و نوجوانان مملکت. تاثیری که بعضی‌ها دوست دارند نادیده اش بگیرند و بی‌اهمیتش جلوه دهند، اما مهم است و مؤثر؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم...

 

حالا کسی نمی‌پرسد چرا این دو مجری که همه ش از خانواده و کیان مقدس آن صحبت می‌کردند دست به انتخابی زده‌اند که طلاقش در کمتر از یک سال اتفاق بیافتد. حالا کسی نمی‌پرسد که چرا فلان مجری با شلوار بادمجانی جیغ، صحبت از مفاهیم متعالی ارزشی می‌زند، یا فلان آدم معروف که جلوی دوربین بسیار ظاهر الصلاح جلوه می‌کند در خلوتش اهل چه کارهایی است. یا حتی فلان مجری مجرد، برنامه ای می‌گیرد درباره ازدواج و ازدواج آسان! این‌ها شعار است، عین علم بی عمل، دقیقاً مانند زنبور بی عسل...

 

خب این‌ها نمی‌تواند در جامعه تاثیر مثبت بگذارد برادر جان! تکلیف خیلی روشن است، اصلاً سفارش حضرت رسول است: رطب خورده منع رطب چون کند؟!


بله. هر کسی زندگی شخصی خودش را دارد. هر کسی مختار است در زندگی شخصی ش همه کار کند، خود من هم می‌دانم که "لا اکراه فی الدین". ولی حضرت هنرمند!  شما وقتی معروف شدی دیگر حق نداری هر کاری بکنی. تو الان الگو شده ای. مردم توی جلوی دوربین را الگوی خود کرده اند، تو حق نداری خودِ پشت دوربین ت را قالب کنی به خلق الله. این خیانت در امانت است، این غش در معامله است، این، خودِ خودِ جنایت است...

 

چطور "لا اکراه فی الدین" را می‌بینیم، ولی "قد تبین الرشد من الغی" بعدش را نه...؟!

 

***

 

اگر رویم می‌شد می‌گفتم مقصر این ماجرا همه آن جوانان و نوجوانانی که یک آدم را الکی گنده کرده اند و بدون دلیل آن‌ها را باد کرده اند. که حق را با اشخاص تعریف کرده اند و اشخاص برای‌شان قداست یافته اند نه رفتارها...

 

و اگر رویم می‌شد می‌گفتم مقصر بزرگ این ماجرا همکاران خودم در روزنامه‌ها و سایت‌ها هستند که یک آدم معمولی را الکی روی جلد می‌آورند و تیتر یک می‌کنند و جزئیات زندگی ش را پررنگ می‌کنند و یک آدم معمولی را یک شبه معروف می‌کنند...

 

به نظرم اما هیچکدام از این‌ها مقصر اصلی نیستند...

 

مقصر اصلی کسی است که اجازه می‌دهد یک آدم نالایق، جلوی دوربین "ادا"ی آدم‌های خوب را در بیاورد. مقصر اصلی آن کسی است که اجازه معروف شدن به کسی می‌دهد که شایسته  معروف شدن نیست. مقصر اصلی مدیری است که اجازه می‌دهد این همه آدم جلوی دوربین ادای آدم‌های خوب در بیاورند و مردم هم آن‌ها را یک آدم خوب بشناسند. در حالی که آن نیستند و به خودیِ خود، بدند، با دو سه تا ضربدر بزرگ جلوی اسم‌شان...

 

و مقصر اصلی مدیر محترم صدا و سیمایی است که به راحتی از زیر دستش آدم‌ها معروف می‌شوند و بالا می‌روند و بالا می‌روند و یک دفعه اینطوری کله‌پا می‌شوند. به من اگر بود بیش از هر کس، مدیرانی را بازخواست می‌کردم که در این مسیر، به الکی بزرگ شدن بعضی آدم‌ها کمک کرده اند. که اگر دانسته این چنین کرده اند که خائن اند و اگر نادانسته این چنین کرده اند پس وای بر مافوق آنها که آن‌ها را در این جایگاه نشانده اند...

 

***

 

صدا و سیما در ایران جایگاه بی نظیری دارد در تاثیرگزاری و صاحب نفوذ اجتماعی فوق العاده کلانی است. در همین صدا و سیما هم کم نداریم آدم های خوب،‌مجری‌های شایسته و متعهدی که حمایت از آن ها افتخار است برای آدم،‌ هنرمندانی که آزاده‌اند و متعهد،‌آدم‌هایی که اساساًً حباب وار بزرگ نشده اند که قرار باشد روزی سقوط آزاد کنند. اما چه می‌شود کرد که حالا همین صدا و سیما در کنار آن آدم‌های خوب، پر شده از حباب‌هایی که هر لحظه در آستانه ترکیدن هستند. حباب‌هایی که اگر بترکند، روانِ صدها هزار هوادارشان آشوب می‌شود، حباب‌هایی که اگر بیشتر از آدم های خوب آن نباشند، کمتر نیستند، حباب‌هایی که بی‌شمارند در صدا و سیما، حباب‌هایی که هر لحظه می‌توانند فاجعه بیافرینند و خیلی‌ها هم درباره‌شان خودشان را به نفهمی‌بزنند، مثل همین آخرین اتفاق، مثل طلاق دو تا حباب نامدار...


  

بشنو از من چون حکایت می کنم
از جدایی ها شکایت می کنم
کز تجرد تا مرا ببریده اند
از شعورم بارها پرسیده اند
چند سال پیش استادان فن
در خلال گفتگوهایی به من
منعکس کردند این اخبار را
این خبرهای مسرت بار را
ازدواج از روزگاران الست
از فنون انتحاری بود و هست
جمعی از نام آوران عهد دور
کاین زمان هستند از اهل قبور
دل به کار ازدواج انداختند
پرچم این کار را افراختند
ازدواج از اول این جوری نبود
زن ذلیلی نیز مجبوری نبود
ازدواج این قدرها مشکل نبود
در جوانان این قدر دل دل نبود
بله های دختران هنگام عقد
مرتبط با خط ایرانسل نبود
مهریه این قدرها سنگین نبود
چهره ی دامادها غمگین نبود
قیمت کل جهاز دختران
بود تنها در حدود صد قران
بین زن یا مرد سالاری نبود
از کتک کاری، نه! آثاری نبود
هیچ کس پایش چنین لنگان نبود
زیر چشمش جای بادمجان نبود
مرد بودن هیچ رسوایی نداشت
کله ها ربطی به دمپایی نداشت
گفته اند این حرف ها را دیگران
در خصوص ویژگی های زنان
این که پر مهرند در کل فصول
سخت بیزارند از ماشین و پول
سخت محتاطند در رانندگی
عینهو ابرند در بارندگی
مرتبط هستند با کفش و لباس
دوست می دارن مرد با کلاس
مدتی در پخت و پز نام آورند
بعدها در کونگ فو جام آورند
مدتی شمشیرباز ماهرند
چند وقت بعد آرایشگرند
گرچه بیزارند از مرد ببو
سخت می ترسند از اسم هوو
اغلب آنان رفیق همسرند
عاشق چشمان مادرشوهرند
صد هنر می بارد از انگشتشان
جان مردان هست اندر مشتشان
کار نیکو کردن از پر کردن است
کار زن ها خوب غرغر کردن است
وقتی از بی پولی ات غر می زنند
گوییا بر فرقت آجر می زنند
((زن بلا با شد به هر کاشانه ای
بی بلا هرگز نگردد خانه ای
آن چه شیران را کند روبه مزاج
ازدواج است ازدواج است ازدواج))
طبل ما را زد چنین دستان زن
((گر تو بهتر می زنی بستان بزن ))
 


  

هر زائر شیعی، از هر نقطه دنیا که وارد مدینه منوره می گردد، پس از زیارتِ قبر مطهر حضرت رسول - ص - و اقامه نماز در مسجد آن حضرت و پس از زیارت قبور پاک ائمه بقیع - علیهم السلام - و سایر قبور متعلق به اقوام و عشیره پیامبر اکرم - ص - عازم زیارت بیت الاحزان می شود، به این امید که اگر به قبر مطهر زهرای مرضیه - سلام اللَّه علیها - دسترسی ندارد، آن حضرت را در محل دیگری که به وی منتسب است زیارت کند و اگر نمی تواند که صورت خود را به خاک قبر یگانه یادگار رسول خدا بگذارد و ضریح مقدس آن حضرت را با اشک دیده بشوید، حداقل در جایگاهی که دخت گرامی پیامبر - ص - پس از رحلت پدر بزرگوارش و در ایام آخر عمرش هر روز چند ساعت از وقت خویش را در آنجا به عبادت و گریه و ناله سپری نمود، نماز بخواند و به یاد اشکهای آن حضرت اشک بریزد.

اما اینک نه از چنین محلی خبری است و نه از بیت الأحزان در بقیع، اثری.

آیا اصلاً بیت الاحزان در حقیقت وجود دارد یا یک موضوع موهوم و خیالی بوده و بجز در لسان بعضی از خطبا و گویندگان وجود خارجی نداشته است؟! در این مقاله برآنیم که با مطالعات کم و ناقص خود، محل واقعی و تاریخ ساختمان بیت الاحزان را، تا آنجا که از کتب حدیث و تاریخ به دست می آید و گفتار کسانی را که در طول تاریخ و از قرن اول تا دوران تخریب، از نزدیک این بیت حزن را زیارت کرده و شاهد ساختمان آن بوده اند در اختیار خواننده ارجمند قرار دهیم تا معلوم شود که بیت الأحزان یک واقعیت غیر قابل انکار و یک حقیقت فراموش نشدنی است، اگر چه ساختمان آن ویران گردیده و درگوشه بقیع، از بیت الاحزان اثری باقی نمانده است.

منابع حدیثی و تاریخیِ متقن از محدثان، مورخان، نویسندگان معروف و دانشمندان مشهور از شیعه و اهل سنت در طول تاریخ آن را تأیید و تثبیت نموده اند که اینک نمونه هایی از روایات و اعتراف مورخان را از نظر خوانند می گذرانیم.

بیت الاحزان در منابع حدیثی از جمله منابع حدیثی که در آن از انگیزه به وجود آمدن بیت الاحزان سخن به میان آمده، خصال شیخ صدوق - ره - می باشد که آن محدث بزرگ، در ضمن روایتی با اسناد از امام صادق - ع - نقل می کند: «و اما فاطمة فبکت علی رسول اللَّه حتی تأذّی بها اهل المدینة فقالوا لها قد آذیتنا بکثرة بکائک فکانت تخرج الی المقابر.

»1 صریح تر و روشن تر از روایت صدوق، گفتار فضه (خادمه حضرت زهرا - سلام اللَّه علیها - است که مرحوم علامه مجلسی در ضمن بیان جریان مفصل شهادت حضرت زهرا از زبان فضه، چنین نقل می کند که: «ثم انه بنی لها بیتاً فی البقیع نازهاً عن المدینه».

2 «امیر مؤمنان - ع - برای فاطمه، در بقیع و در خارج مدینه، خیمه ای را بپا داشت که آن حضرت به همراه حسنین بدانجا می آمد و پس از گریه طولانی به خانه اش مراجعت می نمود.

توضیح اینکه: بطوریکه در کتب لغت آمده است، «بیت» در لغت به معنای «محل و مسکن» است خواه به شکل چادر باشد یا خانه ای از خاک و گل 3 و بطوری که در آینده نیز خواهیم دید، اولین بیت و مسکنی که برای فاطمه زهرا در بقیع ساخته شده، بصورت چادر و خیمه بوده است.

بیت الاحزان از نظر علما و مورخان عده ای از علمای بزرگ و شخصیتهای علمی که در تاریخ مدینه و یا درباره زیارت بقیع مطلبی نوشته اند، از بیت الأحزان نیز سخن گفته و وجود آن را تأیید و تثبیت نموده اند که نظرات چند تن از آنان را به ترتیب تاریخ زندگی آنان، می آوریم:

1 - ابن شبه نمیری 173 - 262 قدیمی ترین تاریخ موجود4 در باره مدینه منوره، تاریخ المدینه، تألیف ابوزید عمر بن شبه النمیری 5 است.

او که یکی از شخصیّتهای علمی و از فقها و محدثان مورد وثوق و از مورخان مورد اعتماد، نزد علما و دانشمندان اهل سنت است، در کتاب خود، آنجا که آثار و قبور بقیع - موجودِ در زمان خودش - را معرفی می کند، چنین می نویسد: «شخص موثق و مورد اعتمادی بر من نقل نمود مسجدی که در طرف شرقی آن به جنازه اطفال نماز خوانده می شود، دراصل خیمه ای بوده برای زن سیاهی بنام «رقیه»6 که به دستور حسین ابن علی - ع - در آنجا می نشست تا از قبر فاطمه - ع - مراقبت کند زیرا قبر فاطمه را کسی بجز همان زن نمی شناخت.

7 از این گفتارِ ابن شبه که مشهود و مسموع خود را در مورد بیت الاحزان نقل نموده است، دو مطلبِ زیر بوضوح به دست می آید:

1 - بیت الاحزان در دوران حسین بن علی - ع - یعنی تا سال 61 هجری، مانند حال حیات حضرت زهرا - سلام اللَّه علیها - بصورت خیمه و چادر و محلی بوده است مشخص و معین و حسین بن علی - ع - بر حفظ آن عنایت و اهتمام داشته؛ بطوری که یکی از بانوان و ارادتمندان حضرت زهرا - سلام اللَّه علیها - را مأموریت داده است، در این بیت و خیمه که یادآورِ دورانِ حساس زندگی مادر بزرگوارش بوده، اقامت نموده و از آنجا حراست و نگهبانی کند و لابد براساس همین دید و اهتمام و به پیروی از روش آن حضرت، افرادی از اهل بیتِ عصمت پس از آن حضرت نیز همین روش را ادامه داده و خیمه را به ساختمان مبدّل نموده اند.

2 - بیت الاحزان پس از این دوران و در اواخر قرن دوم و اوائل قرن سوم، دارای ساختمان بوده که ابن شبه را وادار نموده است کمّ و کیف و انگیزه بوجود آمدن این ساختمان را از افراد خبیر و مطلع جویا شود و یکی از افراد مطلع و مورد وثوق نیز تا آنجا که در این مورد اطلاع داشته با وی در میان گذاشته است و سابقه آنجا را که زمانی بصورت خیمه بوده، بازگو نموده است و لیکن این خیمه دقیقاً در چه تاریخی و به وسیله چه کسی به ساختمان تبدیل شده، معلوم نیست.

توجیه متناقض و اما مطلب دیگری که در ذیل این گفتار آمده است که: اقامت آن زن در میان بیت الاحزان برای حفظ و مراقبت قبر حضرت زهرا - سلام اللَّه علیها - بوده است، تعلیلی است از سوی خودِ وی و توجیهی است متناقض و غیر قابل قبول؛ زیرا: اولاً خودِ ابن شبه در این کتاب، مانند عدّه دیگر از مورخان می گوید که علی بن ابی طالب - ع - پیکر مطهر حضرت زهرا - س - را شبانه و در داخل منزل خود دفن نمود؛ بنابراین، مراقبت از قبر آن حضرت در بقیع مفهومی ندارد.

و ثانیاً اگر قبر آن حضرت در بقیع واقع بوده و کسی بجز «رقیه» آن را نمی شناخته، باز هم مراقبت از قبرِ مجهول، معنا و مفهومی ندارد.

بهرحال با توجه به شرایط خاص و حساس آن روز، ابهام در پاسداری از بیت الاحزان و توجیهات مختلف در اقامت یک زن در داخل آن، مستبعد نیست.

2 - فتوای امام غزالی بر استحباب خواندن نماز در بیت الاحزان

امام ابومحمد غزالی 450 - 505 که یکی شخصیتهای معروف و از علما و دانشمندان اهل سنت است، در ضمن بیان وظایف زایران مدینه منوره و کسانی که به زیارت بقیع مشرف می شوند می گوید: «مستحب است که زائران، هر روز صبح، پس از زیارت قبر حضرت رسول - ص - در بقیع حضور بهم رسانند و قبور پیشوایان دینی و صحابه را که در آنجا مدفون هستند زیارت کنند».

سپس می گوید: «و مستحب است در مسجد فاطمه - علیها سلام - نیز نماز بخوانند».

(و یستحب ان یخرج کل یوم الی البقیع بعدالسلام علی رسول اللَّه ...و یصلی فی مسجد فاطمه رضی اللَّه عنها).

8 3 - ابن جبیر، جهانگرد معروف و دانشمند اسلامی 540 - 614

سومین کسی که بیت الأحزان را از نزدیک زیارت و در باره آن سخن گفته است، رحاله و جهانگرد معروف اسلامی ابوالحسین احمد بن جبیر اندلسی 9 است.

او که در ماه محرم سال 580 ه .

ق.

وارد مدینه شده و بقیع را زیارت نموده است، می گوید: «و در کنار قبّه عباسیه، خانه ای قرار گرفته است که به فاطمه دختر رسول خدا - ص - منتسب می باشد، می گویند این همان خانه ایست که فاطمه زهرا به آنجا می آمد و در آنجا اقامت و حزن و اندوه خود را در مرگ پدر بزرگوارش ابراز می نمود».

10 4 - سمهودی 11 844 - 911 چهارمین شخصیت و مورخی که وجود بیت الأحزان را تأیید و تثبیت نموده است؛ مقتدا و پیشوای مورخان، نورالدین علی بن احمد سمهودی مصری است؛ شخصیتی که پس از وی هیچ مورخ و نویسنده ای در باره مدینه کتابی ننوشته و هیچ گوینده و خطیبی، از تاریخ مدینه سخن نگفته، مگر اینکه به گفته او استناد جسته و از کتاب «وفاءالوفا» استمداد نموده است.

او می گوید: «والمشهور ببیت الحزن انما هو الموضع المعروف بمسجد فاطمة فی قبلة مشهد الحسن و العباس».

«مشهور در بیت الاحزان، همان محلی است که به مسجد فاطمه معروف و در طرف قبله حرم (امام) حسن و (جناب) عباس واقع گردیده است».

آنگاه می گوید: «واظنه فی موضع بیت علی بن ابی طالب الذی کان اتخذه بالبقیع و فیه الیوم هیأة قبور».

12 «و به عقیده من، این بیت الأحزان در محل همان بیت و مسکنی است که علی بن ابی طالب - ع - آن را در بقیع آماده ساخت».

و اضافه می کند که فعلاً در میان آن، شکل چند قبر نیز موجود است.

5 - سِر ریچار بورتون «پ پ تت تا آت ااًآات ت ات»

1853 میلادی = 1276 قمری

یکی از جهانگردانِ غربی که به مکه و مدینه مسافرت نموده 13 و در سیاحتنامه خود از آثار و ابنیه حجاز و از اخلاق و رسوم مسلمانان در موسم حج و از جزئیات زندگی مردم حجاز سخن گفته است.

از جمله حرمها و گنبدها و بارگاههای موجود در بقیع را معرفی و با قلم خود ترسیم و تصویر نموده است.

«سِر ریچارد بورتون» جهانگرد انگلیسی است که در سال 1853 میلادی - تقریباً 139 سال قبل - بقیع را از نزدیک مشاهده نموده و در باره بیت الأحزان چنین گفته است: «در بقیع مسجد کوچکی است که در سمت جنوبی گنبد عباس بن عبدالمطلب واقع گردیده و این مکان را بیت الأحزان نیز می نامند؛ زیرا فاطمه زهرا آخرین روزهای عمر خویش را در این محل بسر می برد و برای از دست دادن پدر عزیزش نوحه سرایی می نمود.

14 مطالبی که از آقای بورتون نقل شد، دلیل روشنی بر مشخص بودن ساختمان بیت الأحزان در زمان وی و اشتهار وجه تسمیه و انگیزه ایجاد آن می باشد که یک جهانگرد انگلیسی و غیرمسلمان در اندک زمان و با مختصر تماس با مسلمانان توانسته است همه این مطالب را همانگونه که در منابع محکم تاریخی و حدیثی آمده است، دریافت و درسیاحتنامه خود منعکس نماید.

6 - فرهاد میرزا15 1292 ه فرهاد میرزا معتمدالسلطنه که در 18 ذیقعده 1292 ه به زیارت بقیع نائل گردیده، پس از بیان زیارت حرم، ائمه بقیع و نثار فاتحه بر قبور علما که در کنای این حرم مطهر واقع بودند، می گوید: «از آنجا به بیت الأحزان رفتم و از آنجا به زیارت حلیمه سعدیه.

»16 بیت الاحزان در آستانه تخریب تا اینجا همراه با تاریخ بیت الأحزان از بدو پیدایش آن، تا اواخر قرن سیزده (1292)، قرن به قرن حرکت نمودیم.

اینک در قرن چهاردهم هجری و در آستانه تخریب بیت الأحزان که در سال 1344 ه واقع گردیده است قرار گرفته ایم.

در این برهه محدود و مدت کمتر از نیم قرن، از میان میلیونها زائر بیت الأحزان، تعدادی از علمای برجسته و نویسندگان را می بینیم که در تألیفات خود از بیت الأحزان سخن به میان آورده و از این بنای تاریخی و اثر فراموش نشدنی یاد نموده اند، از جمله:

1 - ابراهیم رفعت پاشا17 نویسنده و امیرالحاج مصری است که برای آخرین بار در سال 1325 ه بقیع را زیارت کرده و مشاهدات خود را در باره بیت الأحزان چنین نقل می کند: «و هناک قبة تسمی قبة الحزن یقال انها فی البیت الذی آوت الیه فاطمه بنت النبی - ص - والتزمت الحزن فیه بعد وفات ابیها رسول اللَّه - ص - و کان فی البقیع قباب کثیرة هدمها الوهابیون».

18 «در بقیع، گنبد دیگری نیز وجود دارد که «قبة الحزن» نامیده می شود و می گویند که این گنبد در بالای همان محل ساخته شده است که فاطمه - ع - پس از رسول خدا - ص - بدانجا می آمده و حزن و اندوه خود را ابراز می نموده است، سپس می گوید در بقیع گنبدهای زیادی بود که وهابیها از بین برده اند».

2 - حاج سید احمد هدایتی: یکی دیگر از کسانی که در آستانه تخریب بیت الأحزان و پنج سال قبل از این حادثه تأسف بار، بیت الأحزان را زیارت نموده و در سفرنامه خود به نام «خاطرات مکه» منعکس نموده است، مرحوم حاج سید احمد هدایتی یکی از سادات مکرّم و از اولاد محترم رسول اکرم - ص - است که وی ضمن بیان موارد و نقاط مختلفی که حضرت زهرا - سلام اللَّه علیها - را زیارت نموده است، می گوید: «پنجم در بیت الأحزان که قبرستان بقیع واقع است».

19 3 - سید شرف الدین - قدس سره - 1290 - 1377: مرحوم علّامه، سید عبدالحسین شرف الدین،20 سومین کسی است که بیت الأحزان را پنج سال قبل از تخریب، زیارت و به تناسب بحثی در کتاب بخود «النص و الاجتهاد» به این مطلب تصریح نموده است که گفتار او را بعنوان «ختامه مسک» می آوریم: «...سپس علی بن ابی طالب در بقیع محلی را آماده ساخت که فاطمه زهرا برای گریه کردن، بدانجا می آمد و بیت الأحزان نامیده می شد و شیعیان در طول تاریخ این بیت را همانند مشاهد و حرمهای مقدس زیارت می نمودند تا اینکه در این ایّام که سال 1344 ه است، ملک عبدالعزیز بر سرزمین حجاز مسلط و با دستور وی بر اساس پیروی اش از وهابیگری، منهدم گردید و در سال 1339 هجری که خداوند توفیق سفر حج و زیارتِ پیامبر و مشاهد اهل بیتش در بقیع را بر من عنایت فرمود، بیت الاحزان را زیارت کردم».

(...و کنّا سنة 1339 تشرفنا بزیارة هذا البیت (بیت الاحزان) ...فی البقیع.).

21 خلاصه و نتیجه این بود اجمالی از تاریخ بیت الأحزان و طبعاً کسانی که دارای فراغت کافی و دسترسی به منابع بیشتری دارند، می توانند مطالب ارزنده و نکات جالب تری در اختیار علاقه مندان قرار دهند.

و اینک مطالب گذشته را به صورت چند نکته خلاصه و نتیجه گیری می کنیم:

1 - بیت الأحزان، از دوران حیات حضرت زهرا - سلام اللَّه علیها - تا سال 1344 ه ، محلی بوده است مشخص و معین که شیعیان با پیروی از روش حسین بن علی - ع - در طول تاریخ به این بیت اهمیت خاصی قائل بوده و آنجا را همانند سایر مشاهد و حرمها زیارت و در آنجا به نماز و عبادت می پرداختند و حتی امام غزالی اهل سنت نیز به نماز خواندن در این محل تشویق و توصیه نموده است.

2 - بیت الأحزان در زمان حسین بن علی - ع - دارای چادر و خیمه بوده و سپس به ساختمان مبدل گردیده است که هنگام تخریب دارای گنبد بوده است.

3 - بیت الأحزان در اصطلاح عامه، گاهی به «مسجد فاطمه» و گاهی با هر دو نام و گاهی نیز به «قبةالحزن» نامیده شده و طبعاً نویسندگان نیز از هر سه نام مصطلح، استفاده نموده اند، ولی آنچه مسلم است بیت الأحزان هیچگاه بعنوان یک مسجد واقعی شناخته نشده است و وجود چند قبر در داخل آن که سمهودی اشاره نموده، دلیل و مؤید این معنا است.

مؤید دیگر اینکه: در تألیفات مدینه شناسان، مانند «اخبار مدینه» ابن نجّار، متوفای 643 ه ، و «وفاءالوفا»ی سمهودی متوفای 911 ه ، و «عمدةالاخبار» احمد بن عبدالحمید عباسی، متوفای قرن دهم هجری که همه مساجد موجود در داخل و خارج مدینه را معرفی نموده اند، از مسجدی به نام مسجد فاطمه ذکری به میان نیامده است.

4 - نکته مهم اینکه: بنابر مضمون روایات، بیت الأحزان، در داخل بقیع بوده و همه مورخان بدون استثنا بر همین معنا تصریح و اضافه می کنند که در سمت جنوبی و در مجاورت حرم ائمه اهل بیت - علیهم السلام - قرار داشته است.

بنابراین محلی که در سالهای اخیر در خارجِ بقیع، به نام بیت الأحزان معروف گردیده، با واقعیات تطبیق نمی کند و منابع حدیثی و تاریخی آن را تأیید نمی نماید.

در ملاقاتهای مکرری که با آقای عمروی 22 شیخ العلمای حجاز در سالهای 52 - 55 شمسی در مدینه منوره داشتم، به همین معنا تأکید و محل فعلی را موضوعی بی اساس و عملی عوامانه معرفی می نمودند.


پاورقی ها :

1 - خصال ابواب الخمسه - وسائل الشیعه، ج 2 ، ص 922 ، باب 87 از ابواب دفن.

2 - بحارالانوار، ج 43 ، ص 177 .

3 - البیت المسکن سواء کان من شعر او مدر - اقرب الموارد.

4 - قدیمی تر از این کتاب، تاریخ المدینة ابن زباله است که وی در سال 199 در قید حیات بوده و در کتابهائی که تا قرن دهم در تاریخ مدینه تألیف گردیده، از جمله در وفاءالوفا، از تاریخ ابن زباله مطالب فراوان نقل شده است ولی متأسفانه از این کتاب در قرنهای اخیر خبری نیست.

5 - ابوزید عمر بن شبه نمیری فقیه و محدث و مورخ نامی در سال 173 متولد و در سال 262 وفات نموده است.

در شرح حال ابن شبه چنین نوشته اند، او شخصی است ادیب، فقیه، مورخ، صادق و دقیق، عالم به آثار، ناقل اخبار و صاحب تألیفات بسیار و...- ابن ندیم از وی 18 کتاب معرفی می کند.

در شرح حال او به فهرست ابن ندیم وفیات الاعیان، تاریخ بغداد، تهذیب الأسماء و اللغات، تذکرة الحفاظ و لسان المیزان مراجعه شود.

تاریخ ابن شبه برای اولین بار در سال 1399 ه .

با تحقیق فهیم محمد شلتوت در چهار جزء و 1396 صفحه در عربستان سعودی چاپ و اخیراً در قم افست گردید.

قسمت مهم جلد سوم و چهارم این کتاب به شرح زندگانی و حوادث دوران خلافت عثمان اختصاص یافته است که دلیل هواداری و علاقه شدید او به عثمان است.

6 - ابن حجر عسقلانی (در اصابة) ج 3 ، ص 305 با استناد به همین مطلب این بانو را نیز در ردیف سایر زنان، یکی از صحابه رسول خدا معرفی نموده است.

7 - واخبرنی خبر ثقة قال یقال ان المسجد الذی یصلی جنبه شرقیاً علی جنائز الصبیان کان خیمة لامرئة سوداء یقال لها رقیة کان جعلها هناک حسین بن علی - ع - تبصر قبر فاطمه - علیهاالسلام - و کان لایعرف قبر فاطمه رضی اللَّه عنها غیرها.

تاریخ المدینه ج 1 ، ص 106.

8 - احیاءالعلوم، ج 1 ، ص 260 .

9 - ابن جبیر از علمای اندلس و در علم فقه و شعر و نویسندگی از بارزترین دانشمندان دوران خویش و از معروفترین و قدیمی ترین جهانگردان اسلامی است، او رحله و سیاحتنامه خود را چنین نامیده است: «تذکرة بالاخبار عن اتفاقات الأسفار» این کتاب قبلاً در لیدن و اخیراً در بیروت چاپ شده است.

در شرح حال ابن جبیر، رجوع شود به دائرةالمعارف اسلامی، ج 3 ، ص 204 - 207 و مقدمه رحله، چاپ لبنان والکنی و الألقاب، ج 1 ، ص 232 .

10 - ویلی هذه القبة العباسیة بیت ینسب لفاطمه بنت الرسول - ص - یقال انه الذی آوَتْ الیه والتزمت فیه الحزن علی موت ابیها المصطفی - ص - رحله ابن جبیر چاپ لیدن، صفحه 196 و چاپ دارالکتب اللبنانی صفحه 144 .

11 - علما و دانشمندان سمهودی را چنین معرفی نموده اند: «الشیخ نورالدین علی بن احمد سمهودیِ مصریِ شافعی، شخصیت دانشمند و مفتی مدینه، مدرس و مورخ این شهر، پیشوا و مقتدای مورخان.

سلسله نسبش به حسن مثنی فرزند امام مجتبی - ع - منتهی می شود.

او به سال 844 در سمهود مصر متولد و پس از تحصیلات و حفظ نمودن قرآن و نیل به مدارج علمی، در فنون مختلف از سال 873 در مدینه منوره متوطن و از اساتید بزرگ حرم شریف نبوی - ص - گردید.

وی در تاریخ مدینه منوره سه کتاب نوشته است که یکی مفصل و جامع الأطراف بنام «اقتفاء الوفا باخبار دارالمصطفی» است که در حادثه آتش سوزی مسجد نبوی در ماه رمضان سال 886 ه از بین رفته است.

دومی «وفاءالوفا باخبار دارالمصطفی» کتابی است که به قول خودِ سمهودی به درخواست کسی که «طاعته غنم و مخالفته غرم» مطالب کتاب قبلی را در این کتاب تلخیص نموده است، ولی در عین حال دارای گسترده ترین و دقیقترین مطالب در تاریخ مدینه می باشد که در هیچ یک از منابع دیگر نمی توان به دست آورد.

این کتاب در دو جلد و در 1435 صفحه چاپ شده است.

و سوّمی «خلاصةالوفا» است و مطالب «وفاءالوفا» را در این کتاب تلخیص نموده و این کتاب نیز چاپ شده است.

سمهودی دارای تألیفات متعدد دیگری نیز می باشد.

وفات وی در سال 911 ه در مدینه واقع گردید.

در شرح حال او به شذرات الذهب، اعلام زرکلی، والکنی و الالقاب مراجعه شود.

12 - وفاءالوفا، ج 3 ، ص 918 .

13 - در طول تاریخ تعداد زیادی از جهانگردان غربی در قیافه مسلمانان و در زیّ حجاج وارد مکه و مدینه گردیده اند و اکثر آنان نیز که از نویسندگان بوده اند، توانسته اند مشاهدات و برداشتهای خود را به صورت کتاب و سفرنامه در اختیار دیگران قرار دهند، گرچه بعضی از این نوشته ها و برداشتها توأم با مطالب خلاف واقع و نادرست و همراه با اغراض و تعصّب است، ولی در عین حال، می توان مطالب و نکات ارزشمند و پر بها نیز از آنها بدست آورد که یکی از جهانگردان همان «ریچارد بورتون» انگلیسی است که در سال 1853 میلادی به صورت یک مسلمان افغانی به نام «عبداللَّه» به مکه و مدینه مسافرت کرده و در تمام مراسم حج شرکت و از همه اماکن و بقاع متبرّکه دیدن نموده و به همه جزئیات پرداخته است و سفرنامه خود را در دو جلد بزرگ منتشر ساخته است.

موسوعة العتبات المقدسه، ج 3، ص 260 .

14 - موسوعة العتبات المقدسه، ج 3، ص 285 .

15 - فرهاد میرزا معتمدالسلطنه متوفای 1305 ه در میان شاهزادگان قاجار، از نظر علمی دارای شخصیت بارزی است که از وی شش جلد کتاب، در فنون مختلف به جای مانده از جمله آنها «قمقام ذخار» در مقتل و «هدایة السبیل» که سفرنامه حجِ اوست و هر دو کتاب در موضوع خود در زبان فارسی از بهترین کتابها به شمار می رود.

16 - هدایة السبیل چاپ مطبوعاتی علمی تهران، ص 141 .

17 - ابراهیم رفعت پاشا، در سال 1318 ق فرمانده نگهبانان محمل مصری و در سال 1320 و 21 و 25 به عنوان امیرالحاج از طرف خدیو مصر به حج مشرف شده و خاطرات خود را به نام مرآت الحرمین نگارش نموده است.

این کتاب به نوبه خود یکی از کتابهای سودمند که در دو جلد در مصر چاپ و در اولین سال پیروزی انقلاب اسلامی در قم افست شده است.

18 - مرآت الحرمین، ج 1 ، ص 426 .

19 - خاطرات مکه - چاپخانه حیدری تهران، ص 129 .

20 - علّامه بزرگوار و شخصیت مجاهد و احیاگر شیعه در شام و لبنان.

مرحوم سیدشرف الدین مستغنی از تعریف و بالاتر از توصیف است که خدمات ارزنده و ضداستعماری و آثار ارزشمند و علمی او مانند: «النص و الاجتهاد» و «المراجعات» و ده ها کتاب دیگر، شاهد مجاهدات و دلیل بر عظمت شأن و علوّ مقام علمی و سعه اطلاعات وی می باشد.

2

1 - النص والاجتهاد، باتحقیق ابومجتبی، ص 302 .

22 - آقای شیخ محمد علی عمروی شخصیت علمی و روحانی، از اهالی مدینه است که پس از تکمیل تحصیلات خود در حوزه علمیه نجف به مدینه مراجعت و تربیت و سرپرستی شیعیان مدینه و اطراف آن را به عهده گرفته است.

 
پدیدآورنده: محمد صادق نجمی


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ