سفارش تبلیغ
صبا
مدیر وبلاگ
 
از تبار آسمان
آقای جمعه های غریبی ظهور کن دهلیزهای شب زده را غرق نور کن یگ گوشه از جمال تو یعنی تمام عشق یا باز گرد یا دل ما را صبور کن آقا چقدر فاصله , اندوه , انتظار فکری به حال این سفر راه دور کن آقا اگر که آمدی و عاشقت نبود یک فاتحه نوازش اهل قبور کن
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 7
بازدید دیروز : 4
کل بازدید : 81622
کل یادداشتها ها : 38
خبر مایه

موسیقی


< 1 2 3 >

این غزل را در کتاب "سیاه مشق " هوشنگ ابتهاج می توانید بخوانید .

 


نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

گو بهار دل و جان باش و خزان باش ،ارنه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
هرکجا نامه عشق است نشان من و توست

سایه زاتشکده ماست فروغ مه مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست


  

گاهی گمان نمی کمی و چه می شود

گاهی ولی نمی شود که نمی شود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

گاهی گدای گدائی و بخت نیست

گاهی تمام شهر گدای تو می شود


  

این روزها
آسمان از همراهی با من اجتناب می کند
تنها دل نگرانم
ستاره هایش و ماه تابانش را
با پرده ای سفید و ضخیم مواج گون
از نگاه منتظر و عاشقم پنهان می کند
تنها دل نگرانم
باز او را به خاطر چنین لطافتی می ستایم
و خود را به انتظار قطرات محبتش
آماده رقص و آواز می نمایم
تنها دل نگرانم
گونه هایم خیس و بارانی
اما نه از خروش مهربانه آسمان
آری از گرمای درون و آتش فشان چشمانم
این وسعت آسمان است که تسخیر قلب مرا خوب می داند
گله ای نیست
تنها دل نگرانم
مرا با خود عهدی است
هرچه دلتنگی بی امانم کند
هر چه بی مهری گریانم کند
آسمان هم بهایش را
محدودم کند
نه جای قهر است نه روی کینه
تنها دل نگرانم
صبر ،مدال و مقام قهرمان است
و در این کار زار
برنده ای نیست
 جز آنکه دل نگران است
و دلش را مزین به گوهر صبر گران است
و من تنها جدا ز تن ها
و تنها دل نگرانم


  

صلوات فرستادن بر حضرت فاطمه علیهاالسلام و کیفیت زیارتش ، که همانند صلوات بر پیامبر اکرم و امیرالمومنین و حسنین علیهم السلام و زیارات آنان است ؛ یعنى همانگونه که به صلوات بر آن چهار وجود مقدس ‍ و زیارتشان امر شده است ، نسبت به حضرت زهرا علیهاالسلام نیز در این موارد، همگان مامور و ماجورند. فاطمه علیهاالسلام که مشمول آیه تطهیر و از اهل بیت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله است کیفیت صلوات بر او را رسول خدا به صراحت چنین بیان داشته است :
بر من صلوات بتراء ( ناقص ، دم بریده ، و بریده شده ) نفرستید.سوال شد: یا رسول الله صلوات بتراء (بریده شده ) چیست ؟
فرمود: این که (بر من صلوات بفرستید و بگویید اللهم صل على محمد ولى درباره آل من ساکت باشید. شما باید بگویید: اللهم صل على محمد و آل محمد. صلواتى که شامل على و فاطمه و حسنین علیهم السلام نباشد، مقطوع و بریده و مورد قبول خدا و رسولش نمى باشد. لذا حضرت صدیقه زهرا هم ردیف و برابر افرادى است که جمیع مسلمین با ایمان جهان - از شیعه و سنى - هر شبانه روز در تشهد نمازهاى پنجگانه بر او درود مى فرستند ؛ و او در این مقام ، همتاى محمد بن عبدالله ، و على ، و حسنین علیهم السلام است ؛ و همین لزوم صلوات بر فاطمه در هنگام اقامه نماز یک منقبت و فضیلت ساده نیست ، بلکه نشانگر مرتبه اعلى و منصب والاى آن حضرت است که این چنین در جنب صاحبان رسالت و امامت قرار گرفته است . بدون تردید باید فاطمه خود ولیة الله و داراى مقام ولایت بوده باشد، تا هم ردیف و همتاى اولیاء خدا، مورد خضوع و مشمول صلوات و درود جمیع مومنین جهان در هر زمان و مکان باشد.
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى فرماید:
من صلى علیک یا فاطمة غفرالله له و الحقه بى حیث کنت من الجنة .
یا فاطمه ! هر کس بر تو صلوات فرستد، خداى متعال از او درگذرد، و او را در بهشت به من ملحق گرداند.

فاطمه زهرا، علامه امینى ، ص 327.


  

سرزمین های شمالی قلبم حس گرمای خود را از دست داده و هر روز بر وسعت یخبندان دریاچه اش افزوده می شود .
نمی دانم این بی توجهی به گرامی دلم باعث چنین فاجعه ای شده یا بی رحمی زمانه که بر دمای قلبم نیز اثر کرده است ...
در این میان حس یاس و نا امیدی شعله می کشد و درونم را می سوزاند اما ای کاش یخ دل نیز باز می شد ... ای کاش می سوخت اما سرد و بی رمق نمی شد .
هرچه به انتظار بهار نشستم تا دریای محبت را درون قلب زمستان زده ام جاری کند ، فایده ای نداشت .
هرچه صبر و تحمل نمودم تا اندک نیروی خود را نیز نگه دارم و در برابر این سرمای ناجوانمردانه مقاومت کنم ، نتوانستم .
چشمانم نیز دیگر تاب دیدن ندارند ... خوابی وجودم را فراگرفته و انگار می خواهد مرا به کما ببرد ... و برای همیشه به خواب زمستانی روم .
کیست مرا یاری کند ...
از دور تابشی ملایم صورتم را نوازش می دهد... نخواب دوست من ... نخواب ...
شاید خواب باشم ... شاید در رویا چنین می بینم ...
دوباره دستان گرمی در دستان خود احساس می کنم که مرا به سوی خود می کشد .
کیستی ...؟
- رهگذر عشق ...
چگونه مرا یافتی ... ؟
- ناله ی غم انگیزت به گوشم رسید ...
مرا یاری می کنی ؟
- آری ... چنان گرمای عشقی بر دلت اندازم که تمام وجودت از حرارت آن شعله گیرد ... چنان بهاری برایت بسازم که هیچ سالی چنین فصلی را به خود ندیده باشد ... چنان چشمه روشنی در قلبت جاری کنم که هیچگاه خشک نشود ...
اما دوست من سعی کن همیشه دلت از هر آلودگی پاک باشد تا عاشقی واقعی شوی
عشق چنان نیروئی بخشد که بدان همت والا مشکلات را یکی پس از دیگری از سر راه خود کنار زنی ...
دوست من همیشه عاشق باش تا در پناه عشق جاویدان شوی...

ماه فروماندازجمال محمد(صـلی الله علیه وآله)

سرونباشدبه اعتدال محمد(صـلی الله علیه وآله)

قدرفلک راکمال ومنزلتی نیست

درنظرقدرباکمال محمد(صـلی الله علیه وآله)

وعده ی دیدارهرکسی به قیامت

لیله ی اسری شب وصال محمد(صـلی الله علیه وآله)

آدم ونوح وخلیل و موسی وعیسی

آمده مجموع درظلال محمد(صـلی الله علیه وآله)

عرصه ی گیتی مجال همت اونیست

روزقیامت نگر مجال محمد(صـلی الله علیه وآله)

وانهمه پیرایه بست جنت فردوس

بوکه قبولش کندبلال محمد(صـلی الله علیه وآله)

همچوزمین خواهدآسمان که بیفتد

تابدهد بوسه بر نعال محمد(صـلی الله علیه وآله)

چشم مراتابه خواب دیدجمالش

خواب نمی گیردازخیال محمد(صـلی الله علیه وآله)

سعدی اگرعاشقی کنی وجوانی

عشق محمد بس است وآل محمد (صـلی الله علیه وآله)


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ